عبد الحي حبيبى

519

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

درينكه منصب كنارنگ در افغانستان يك منصب نظامى بود ، اشاره‌يى در شهريارنامه سراج الدين عثمان بن محمد مختارى غزنوى ( حدود 508 ه 1114 م ) موجود است ، كه شامل جنگهاى اخلاف رستم سيستانى و مربوط بسرزمين افغانستانست . و نسخهء واحد خطى آن در موزه برتانيه موجود باشد . « 1 » درين داستان منظوم كه يكنفر شاعر غزنه آن را در دربار غزنه سروده ، داستانى از شاه هيتال ( هياطله ) موجود است ، كه در ان كلمهء كنارنگ به مفهوم يك منصب نظامى چنين آمده است : كنارنگ هيتال با شش هزار * بيامد برامد غوگير و دار چو از پيش برخاست بانگ و غريو * بجنبيد از جا سپهدار نيو شب تار و آواى رويينه خم * بتن زهرهء شير گرديده گم كنارنگ غريد مانند ديو * گرفته ره گرد فرخنده نيو « 2 » تا عصر غوريان قلعه‌يى بنام حصار كنارنگ بين غزنه و باميان واقع بود « 3 » ، كه از بودن اين نام تا حدود 600 ه 1203 م حكايه مينمايد . و اين كلمه در تاريخ ادارى خراسان داراى مقام مهم و خاصيست كه فرهنگ‌نويسان آن را به ضمهء اول بمعنى مرزبان نوشته‌اند « 4 » ولى چون در پهلوى KANARANG و در سريانى QANARAQ و در يونانى هم كنار گس به فتحهء اول بود ، و در اوستا و پهلوى كلمه كناره KANARA به فتحهء كافست ، بنابر ان تلفظ آن هم به فتحهء اول صحت خواهد داشت . زيرا در كتيبهء بغلان شكل تخارى آن كرل رنگ هم به فتحهء اول بوده است . از فحواى كتيبهء بغلان ، اين نكته هم ثابت مىآيد ، كه كنارنگ از طرف پادشاه ( در درى تخارى : خوديوگ ) تقرر مىيافت ، و درين كتيبه نوكو نزوك با نام خود « كنارنگ از طرف خود يوگ » نوشته است .

--> ( 1 ) - فهرست ريو 524 ببعد ( 2 ) - حماسه‌سرايى 315 بنقل از يك نسخه خطى شهريارنامه ( 3 ) - طبقات ناصرى 1 / 461 ( 4 ) - فرهنگ شاهنامه 223 طبع تهران 1320 ش